أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

375

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

شنيذه و ديذه و دانسته باز پرسند . زجّاج گويذ : روز قيامت اين عضوها را گويا گردانند تا بر صاحب خوذ گواهى دهند ، چنانك گفت : « يَوْمَ 2388 تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ » يعنى روز قيامت زبان ايشان و دست و پاء ايشان بر معاصى ايشان گواهى دهند ؛ و « ها » عايد است به مصدر ؛ و گفته‌اند : عايد است ب « كلّ » ؛ و گفته‌اند : بإنسان صاحب سمع و بصر و فؤاد ؛ و « مسئولا » ( 737 ) روا بوذ كى از « كلّ » بوذ و . . . . . . . انسان 2389 بوذ و حقيقت معنى آنست كى اين اعضا را در حرام استعمال مكن . « وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً » و در زمين باختيال 2390 و تكبّر مرو كى فوق خود مزيد نبينى ؛ و گفته‌اند : اين اعضا را در دلايل توحيد خذاى - تعالى - استعمال فرما ؛ و مراد ما ازين همه امت‌اند ، كى نفس رسول - عليه السّلم - از فرق تا قدم همه اين معاني بوذ و ديگران از وى اقتباس كردند . « إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ » كى تو - اى محمّد ! - نه زمين قطع كرده ؛ و خرق بيابان متّسع بوذ ، و خرقش از آن جهت گويند كى أطراف آن را از غايت دورى قطع كنند . « وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولًا » كى تو در بلندى نرسيذى بآنچ مىخواهى ؛ چون ترا ممكن نيست كى به اين مبلغ رسى ، وجه مداومت چيست بر چيزى كى اين سبيل آنست ؟ ؛ اين قول ابن عيسى است ؛ و محتمل است كى معنى اين است كى تو در طول و عرض بدرجهء اين دو جماد نرسى و نه بدرجهء از اجزاء ايشان نتوانى رسيذ ، يعنى در صورة . « كُلُّ ذلِكَ كانَ سَيِّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهاً » « سيئة » بتنوين خوانده‌اند و آن اشارة بود به « و لا تقف » و ما ( 738 ) بعد آن ، و « مكروها » ذكر فرموذ زيرا كى خبرست بعد از خبر و حالى است از ضمير كى در « عند ربك » است ؛ و آنكس كى « سيّئه » مىخوانذ باضافت وجه آن آن بوذ كى حسن گفت : خذاى - تعالى - ذكر امور فرموذ و نيك و بذ در ضمن آن بوذ و بذ از آن جمله « كان مكروها » افتاذ . « ذلِكَ » يعنى آنچ به آن امر كردند و ازان نهى كردند « مِمَّا أَوْحى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ » يعنى جمله حكمتها كى خذاى - تعالى - به تو وحى كرد در قرآنست ، از قرآنست . ابن عباس گويذ : اين هجده آية است كى در الواح موسى است - عليه السّلم - ، بمحمّد - صلّى اللّه عليه و آله - فرستاذ ؛ اوّل آن « وَ لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ » و آخر آن « مدحورا » ست ؛ و معنى « وَ لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتُلْقى فِي جَهَنَّمَ مَلُوماً » ، يعنى نفس خوذ را ملامت كنى اگر جز